در عشق همیشه شخص ثالث بــودم
در زنــدگــی ام بــدون وارث بــــودم
هــر روز کــه روزنــامــه را می دیدم
در اول صـفــحــه ی حــوادث بــودم
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
عمریست کــه در رفـاقتش جا می زد
بر بخت به خــواب رفته تیپــا می زد
دیگــر بــه کــه اعتمــاد بــایــد بکنیــم
وقتی که تبــر دسته ی خود را می زد
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
این درد رسیده تا عصب می دانیم
از کار نکــرده در عجب می مــانیم
بی آنکه نمــاز واجب آریــم بجــای
بیهوده نمــاز مستحب می خواتیم
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
فــرهنــگ ز ریشــه تابع دستــور است
تنهــا بــه ارایــه در ادب منظــور است
حالا کــه شنیــدی این سخـن باور کن
هر خم شدن از فهم تواضع دور است
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
در زندگی آنقدر که بی عار شدیم
انـگار کــه از خــدا طلبــکار شدیم
در بیــن تمــام واجبــات اینگــونـه
درگیــر نمــازهای شــک دار شدیم
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
نه صحبت یوسف است نه پیــراهن
در چاه فقط یکی است آن هم بیژن
از داغ مــنــیــژه و خیــانت هــایش
بــا سنگ بیــا پنجــــره هــا را بشکن
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
گــلــدان مــرا پــر از گــل شب بــو کن
با پنجــره هــای رو بـه رویت خــو کن
وقتی که تــو در عشق مصمــم هستی
در چنته ی خویش هر چه داری رو کن
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
یک خانه ی خشت و آجری دارم من
بــا ســخــتــی ایــام کـــری دارم من
آنقــدر بــه انـــزوا دچــارم کــردنــد
از حــرف مــگــو دل پــری دارم من
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
یکروز به لکنت ایم در وقت کلام
یکــروز دچــار هــاله ای از ابهــام
با اینهمه دست و پا زدن باور کن
ماییم و همیــن زندگی نافرجــام
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
صــد بار اگــر بهــار رخ بنمــاید
شاید برسد به گرد پایت ، شاید
وقتی که تو مهمان منی باور کن
پیــراهـن گلــدار بــه تــو می آید
#یونس_نوروزی_اولشی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی